close
دانلود آهنگ جدید
یک داستان قرآنی

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 707
  • کل نظرات : 123
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 3
  • تعداد اعضا : 76
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 225
  • بازديد ديروز : 618
  • بازديد کننده امروز : 61
  • بازديد کننده ديروز : 133
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 5
  • بازديد هفته : 4,371
  • بازديد ماه : 18,685
  • بازديد سال : 313,746
  • بازديد کلي : 1,281,473
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 34.204.175.38
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

آخرین ارسالی های انجمن

سپیده صبح داشت طلوع میکرد،نسیم ملایمی میوزید و تنهای تازه از خواب برخاسته را به آرامی نوازش میداد. زن هم اندکی آرام گرفت و آهنگ پر نشاط کودک او که چند لحظه قبل به دنیا آمده بود،در فضای خانه; کوچک طنین انداخت.

آن زن،از قبیله; «حدّان» بود که اهالی آن به بصره; قدیم مهاجرت کرده بودند و نام محلّی در بصره که وی در آن میزیست به مناسبت قبیله; او«حدان»انتخاب شده بود، همسر زن،«محمد بن یزید حمیری» نام داشت،و فرزندش اسماعیل نامگذاری شد،که از همان دوران کودکی او را«سید»لقب دادند و آن گاه هم،که در حوزه; علم و دانش و سرودن اشعار بلند شهرت یافت،با کنیه;،«ابو هاشم» و«ابو عامر»خوانده میشد. (العدیر،ج 2،ص231 و233)

اسماعیل،به سال 105 هجری در بصره چشم به دنیا گشود و در همان شهر دوران کودکیاش را گذرانید تا این که در نوجوانی؛وقتی به حدّ تشخیص و رشد فکری رسید،مشکلات و نناقضهایی اعتقادی را میان خود و خانوادهاش احساس کرد؛زیرا وی بر اثر معاشرت با افراد دانا و دوستان دلسوز،راه ارادت و اطاعت امام علی(ع)را برگزیده بود،درحالی که پدر و مادر او به خاطر پیروی از عبد الله بن اباض که مرامی انحرافی با شیعه داشت. این اختلاف عقیده میان پدر و مادر،با فرزند،برای اسماعیل وضع رنج آوری را به وجود آورده بود،به حدّی رسید که وقتی وی نتوانست پدر و مادر را به راه صحیح پیروی از امام علی(ع)بکشاند و حتّی متوجّه شد پدر و مادر تصمیم به قتل و نابودی او گرفتهاند،اسماعیل ناچار،خانه و پدر و مادرش را رها کرد و به«امیر عقبه»فرزند«مسلم هنائی»که مردی مؤمن و صالح بود،پناهنده شد،سالها در خانه او میزیست،تا این که با خبر شد،پدر و مادرش منحرفش از دنیا رفتهاند،پس برای دریافت ارثیه; خود به خانواده مراجعه کرد!

آری!پدر و مادر گمراه،فرزند مؤمن را آزار زیادی میدادند،وقتی که او بزرگ شد و صاحب نام و شهرت گردید و نیز دارای همسر و فرزند شده بود،یک بار گوشهای از آزارها و تلاشهای پدر و مادرش را در راه بازداشتن او از مرام و عقیده حقش،برای دختر خویش«عباسه»این گونه شرح داد: وقتی کودکی بودم،میشنیدم که پدر و مادرم به علی(ع)ناسزا میگفتند،از این رو،سخت ناراحت شدم و در حالی که گرسنه بودم،خانه را ترک کردم وگرسنگی را به بازگشت بر خانه ترجیح دادم. شب را گرسنه در مسجد به سر بردم،اما بر اثر فشار گرسنگی به خانه برگشتم، مقداری غذا خوردم و بعد خانه را ترک نمودم،تا این که اندکی بزرگ و هوشیار شدم و شروع به سرودن شعر کردم. به آنان گفتم: من برگردن شما حقّی دارم که در برابر حقّی که شما برگردن من دارید، بسیار کوچک است،شما به خاطر ناسزاگویی به امیر مؤمنان(ع)مرا از خود راندید،این وضع مرا بسیار رنج و آزار میداد و من از این که با شما مقابله کنم،بسیار ناراحتم…من که دیدم،پدر و مادرم هم چنان برگمراهی خود اصرار دارند،بالاخره از آنان جدا و دور شدم…!

یک بار هم سید اسماعیلی،برای مرد مورد اعتمادی لب به گلآیه گشود که: در دوران کودکی به خاطر عقیده; حق خود،از سوی مادرم سخت مورد آزار قرار میگرفتم،او شب ها مرا از خواب بیدار میکرد و میگفت: «میترسم در مذهب باطل خود بمیری و داخل آتش دوزخ شوی!…»

به هر حال،او بدون این که به پدر و مادر گمراهش آزاری برساند،آنان را ترک نمود و به کوفه مهاجرت کرد. در آن شهر با عالمان و شاعران بزرگی ارتباط و معاشرت داشت و اشعار فراوانی در معرفی و حقّانیت امام علی(ع) سرود. این سرودهها وی را به عنوان یک شخصیت سرشناس مدافع علی(ع)و شیعه در کوفه شناساند و مشهور کرد،سید که درباره; مناقب علی(ع)و خاندان او 2300 قصیده; ناب پدید آورد،یک روز در میدان کنار کوفه در حالی که رجال و بزرگان معروف شعر و ادب حضور داشتند،از اسب خود پیاده شد و با صدای بلند گفت: ای شاعران و دانشمندان کوفه!هرکس چیزی از فضایل و مناقب علی(ع)بیان کند،که من درباره; آن شعری نسروده باشم،اسبم را هدیه خواهد گرفت،افراد پس از بحث و گفت وگو،موضوعی از معجزه های علی(ع)را یادآورد شدند،سید هم بیدرنگ در آن باره شعری سرود و سپس اسب خود و مقداری پول و هدیه به آن مرد بخشید.

باری!اشعار فراوان سید اسماعیل حمیری برای دفاع از تشیع و حقانیت امام علی(ع)و خاندان و پیروان آن حضرت،زبان زد همگان بود،و در روزگار سخت حاکمان بنیامیه و بنیعباس،نقل مجالس بود و همه با شگفتی از خود میپرسیدند: چگونه از پدر و مادر و خانوادهای که از دشمنان علی(ع)و خاندان او بودند،چنین فرزندی پدید آمده است؟حتّی اسماعیل فرزند ساحر میگوید: من یک روز در خانه سید حمیری میهمان بودم. هنگام غذا خوردن، پرسیدم: «با وجود چنین پدر و مادر منحرفی،تو چگونه شیعه و مدافع علی(ع)شدی؟» وی پاسخ داد:

«رحمت و عنایت خداوند بر من فروبارید،همانطور که رحمت الهی بر»مؤمن آل فرعون«سرازیر شد و این جهت، وسیله و موجب بیداری و نجات من گردید».

سید حمیری که روزگار سخت و تلخ ده تن از خلفای بنیامیه و بنیعباس را درک نمود،در آن آشفته بازار خطرناک و طاقت فرسا،بر عقیده; حق خود استوار و ثابتقدم ماند و حوادث و موانع سخت و نفسگیر نتوانست او را از راه مستقیمش باز دارد،وی در مورد حقّانیت امام علی(ع)و فضایل و مناقب و مراثی اهلبیت(ع)اشعار ناب و عمیق و ماندگاری سرود از جمله آنها قصیده; «تائیه» ست که شرحهای زیادی بر آن نوشته شده است. و سالها در آسمان ادب عربی ولایی درخشیده.

یک نکته در مورد شخصیت سید حمیری وجود دارد و آن اینکه با وجود این که قرآن کریم،شرابخواری و میگساری را منع کرده،متأسفانه وی گاهی شراب میخورد و از این ناحیه مورد ملامت نیز قرار میگرفت و آن گاه هم که برخی از اشعار او در حضور امام صادق(ع)خوانده شد و آن حضرت از موضوع میگساری وی مطّلع شد،برای او آرزوی توبه نمود و از درگاه خداوند آمرزش طلبید.

وقتی،سید اسماعیل حمیری،شاعر معروف و بلند آوازهای که در بصره و کوفه و بغداد با اشعار عمیق و ولاییاش به عنوان مردی شجاع و مؤمن و مجاهد شناخته شده بود،در بستر مرگ قرار گرفته بود،و افراد زیادی کنار او حاضر شدند تا با وی وداع کنند. عرق مرگ به پیشانی سید نشسته بود،امّا افراد با شگفتی مشاهده کردند،تکههای کوچک سیاهی در صورت وی نمودار شد و به تدریج همه; صورتش را فرگرفت. این وضع نگران کننده به این جهت بود که این شاعرِ زبر دست،گاهی میگساری میکرد.

باری!چنین حالتی برای او پیش آمد و موجب نگرانی و شرم ساری او گردید. همسایگان مخالف و ناصبی که در آن جا حضور داشتند خوشحالی میکردند،امّا دوستان شیعه و علاقه مند وی ناراحت و غمناک شدند؛زیرا سید شاعر اهلبیت(ع) و مدافع علی(ع) بود و این جهت به نگرانی و پریشانی او میافزود!

سید،خیلی نگران شد و منقلب گردید و اشک در چشم او حلقه زد،ناچار با دلی شکسته،روی خود را به سوی در نجف اشرف برگردانید و خطاب به مولا علی(ع) نالهی سرداد و گفت:

«هکذا یفعل بأولیائکم یا امیر المؤمنین(ع)»؟ای امیر مؤمنان!ای مولای من!ایا این گونه با دوستان شما رفتار میشود؟

آری،با این توبه و انابه و توسّل،مشاهده کردند صورت او سفید و نورانی گردید،لبخند آمیخته با شادی زد و اشعاری سرود،که ترجمه چند بیت آن چنین است:

ای علی(ع)،جان و خانواده و دارایی و آن چه روی زمین دارم،به قربان تو باد؛ای ابا حسن!من به فضیلت و برتری تو معرفت دارم و به ریسمان مودّت تو چنگ زدهام. تو جانشین پیامبر(ص)و پسر عموی او هستی و من با کینهورزان تو دشمن هستم و آنان را رها کردهام.

سپس: یگانگی خداوند،رسالت پیامبر(ص)و ولایت امیر المؤمنان(ع)را به طور صریح به زبان جاری کرد،آن گاه به آرامی چشمهای خود را فرو بست و چراغ زندگیش به خاموشی گرایید.

وقتی خبر در گذشت این شاعر ارزشمند و مجاهد بلند آوازه،در بغداد و شهرهای دیگر منعکس شد،از بزرگان بصره سه نفر با سه کفن و از بزرگان کوفه; که از مرگ او ناراحت و متأثر شده بودند،درحالی که عطر و هفتاد کفن برای تجهیز او همراه آورده بودند،در مراسم تشییع او شرکت کردند،ولی هارون الرشید،از موقعیت استفاده کرد و برادر خویش،علی بن مهدی را با عطرها و کفن برای او فرستاد،کفنهای دیگران را برگرداندند،آن گاه جسد سید حمیری را با کفن خلیفه! که علی بن مهدی بر جنازه; او نماز خواند،به سال 179 هجرت در حالی که از عمر سید 75 سال میگذشت،با تجلیل و احترام فراوان،که جمعیت انبوهی از عالمان و شاعران شیعه آن را تشکیل میدادند،با سربلندی زیاد،در ناحیه; «گرخ» بغداد به خاک سپردند.

بدین ترتیب،مدّاحی آگاهانه و مدافعانه و مجاهدانه در راه حقانیت امامت امام علی(ع) و توسّل مخلصانه و توبه; واقعی،موجب نجات او از روسیاهی و آسان جاندادن سید اسماعیل حمیری گردید.

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

نرم افزار اندروید شهدای دانش آموز میانه

http://up.gebhemajazi.ir/view/24564/%20%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87.jpg
جهت ورود به صفحه دانلود روی عکس بالا کلیک کنید.


جهت دانلود مستقیم با کدQR
http://up.persianscript.ir/uploadsmedia/0ec2-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF.png
پسوردفایل:www.gebhemajazi.ir

.::. نرم افزار اندروید (apk) جبهه مجازی .::.

http://up.gebhemajazi.ir/view/550848/3834793128.gif

بر روی عکس کلیک کنید...


دانلود مستقیم با استفاده از کد QR

http://up.persianscript.ir/uploadsmedia/2f99-index.png

لوگوی حمایتی جبهه مجازی


لوگوی حمایتی ما

http://up.gebhemajazi.ir/up/mohammadaraghi/Pictures/Picture1293983.png.png





همسنگران جبهه‌ مجازی

http://up.gebhemajazi.ir/view/584406/logoo-4.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584415/%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%B1.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584471/%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584408/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%20%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584405/logoo-1.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584413/%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584411/%D8%B9%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584416/%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%B1%20%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%20%D9%81%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DA%A9.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584414/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF%20%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584419/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%20%DB%8C%D8%A7%D8%B1.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584410/%D8%B9%D8%B7%D8%B1%20%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584421/%D9%88%D8%A8%20%D8%A2%D9%84%D9%81%D8%A7.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584409/%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584412/%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584417/%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%B1%20%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%20%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584418/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C.jpg

http://up.gebhemajazi.ir/view/584407/%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%82%20%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

http://uupload.ir/files/ggsc_%D8%AE%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%A8%D9%86%D8%B1.jpg

.::.ابزار های جبهه مجازی.::.


ساعت جبهه


کلیپ‏‏‎منتخب‎جبهه



http://up.gebhemajazi.ir/view/1501498/%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87.gif

 

درباره ما

شهدای دانش آموز میانه
*بسم الله الرحمن الرحیم* بسم رب الشهدا والصدیقین* من محمد عراقی زرنقی فرماندهی اولین جبهه مجازی میانه (مدیرسایت) یا سایت شهدای دانش آموز میانه هستم ____________________ رزمندگان گرامی، جبهه مجازی با هدف ترویج سایت های مذهبی-فرهنگی طراحی شده است شما عزیزان با عضویت در جبهه مجازی میتوانید رزمنده افتخاری جبهه مجازی شوید و با ارسال مطلب به سنگر اصلی (صفحه اصلی) یا به سنگر فرماندهی (انجمن سایت) ارتقاع درجه پیداکنید هر رزمنده ای که در جبهه مجازی فعالیت بیشتری داشته باشد می تواند فرماندهی سنگر فرماندهی (مدیر انجمن) یا به عناوین دیگر دست یابد. رزمندگان گرامی جبهه مجازی بعد از انجام مراحل قانونی برای سایت خبرنگار افتخاری نیز جزب می کند که در زمان پایان عملیات قانونی خبرگزاری در خود سایت شروع به ثبت نام خواهیم نمود. از امکانات جبهه مجازی می توان به مواردی چون: نرم افزار اندروید جبهه مجازی ، چت روم ، نسخه موبایل و ... اشاره نمود. رزمندگان گرامی هرگونه سوال یا پبشنهاد و انتقادی داشتین میتونین از طریق بیسیم به فرماندهی (تماس با مدیر) با ما در ارتباط باشید.

ارتباط با مدیر

ارتباط با مدير

نظرسنجی

نظر شما در باره ماهواره(دجالواره) چیست؟